الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

244

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

چرا كه اين قانون و سنت خداوند بزرگ است كه فيض خود را قطع نمىكند و اگر گروهى مانعى بر سر راه تكامل نوع بشر شدند آنها را كنار زده و اين قافله را در مسيرش هم چنان پيش مىبرد . اما اين اقوام و طوائف گوناگون هر كدام داراى زمان و اجل معينى بودند و « هيچ امتى از اجل خود پيشى نمىگيرند و از آن عقب نمىافتند » ( * ( ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَما يَسْتَأْخِرُونَ ) * ) . بلكه هنگامى كه فرمان قطعى پايان حيات آنها صادر مىشد از ميان مىرفتند ، نه يك لحظه زودتر و نه ديرتر . « اجل » به معنى عمر و مدت چيزى است ، و گاه به نقطه پايان و انتها نيز اجل گفته مىشود ، مثل اينكه مىگوئيم : اجل فلان بدهى فلان زمان است ( يعنى سر رسيد آن ) . البته « اجل » همانگونه كه قبلا هم گفته‌ايم دو گونه است : « حتمى » و « مشروط يا معلق » . اجل حتمى زمان پايان قطعى عمر شخص يا قوم يا چيزى است كه هيچگونه دگرگونى در آن امكان ندارد ، ولى اجل مشروط يا معلق زمانى است كه با دگرگون شدن شرائط و موانع ممكن است كم و زياد بشود ، قبلا در اين زمينه به قدر كافى صحبت كرده‌ايم ( 1 ) . به هر حال روشن است كه آيه فوق به « اجل حتمى » اشاره مىكند . آيه بعد ناظر به اين حقيقت است كه دعوت پيامبران در طول تاريخ هيچگاه

--> ( 1 ) شرح بيشتر در اين زمينه را در جلد پنجم تفسير نمونه صفحه 148 به بعد ( ذيل آيه 2 سوره انعام ) مطالعه فرمائيد .